الشيخ الصدوق ( مترجم : اصفهاني )

324

عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي )

علت اينكه منا را از آن علت منا نام گذاشتند اينست كه جبرئيل در آن محل به ابراهيم گفت تمن على ربك ما شئت ) * آرزو كن از پروردگارت آنچه خواهى پس ابراهيم در نزد خود آرزو كرد كه خدا در مكان اسماعيل بره قرار دهد كه مامور باشد آن بره را بعوض اسماعيل فدا كند حقتعالى منى و آرزوى او را به او عطا فرمود . علت روزه گرفتن دانستن و فهميدن تشنگى و گرسنگى است تا اينكه بنده ذليل و مسكين و ماجور و مثاب و صابر باشد پس اين دليل است بر سختيهاى آخرت با اينكه روزه باعث شكستگى شهوات شود چه آن در دنيا چون پند و موعظه است و نسبت به آخرت علامت و نشانه آنست تا اينكه دانسته شود مقدار سختى آن نسبت باهل پريشانى و درويشى در دنيا و آخرت يعنى چون روزه دار روزه گيرد سختى و شدت فقرا را در دنيا درك كند و مشقت اهوال آخرت را بداند و پند گيرد كه بايد كم خورد و كم آشاميد . قتل نفس را حرام گردانيد به علت فاسد شدن خلق در تحليل آن اگر حلال ميكرد به جهت فناء خلق و فساد تدبير و نظم امور عقوق والدين را خدا از اين جهت حرام كرد كه در عقوق والدين است بيرون رفتن از اطاعت خدا و از احترام كردن والدين و از اجتناب كردن از كفران نعمت از اين جهت كه منجر شود بباطل كردن شكر و قلت نسل زيرا كه در عقوق است احترام نداشتن والدين و عارف نبودن به حق آنها و قطع ارحام و ترسيدن والدين در پس انداختن ولد و ترك كردن تربيت به جهت ترك كردن ولد نيكوئى آنها را . زنا را از اين جهت حرام كرده كه در زنا است فسادها چون قتل نفس و از ميان بردن نسبها و ترك تربيت اطفال و فساد ميراثها و مانند آن از وجوه فساد . خوردن مال يتيم را از روى ظلم از آن جهت حرام كرد كه در آن وجوهى از فساد است اول آنها اينست كه اگر مال يتيم از روى ظلم خورده شود اين اعانت بر قتل يتيم است زيرا كه يتيم نه مستغنى است و نه ميتواند متحمل خود شود و نه بامر خود دانا است و نه كسى از براى او است كه در امر او قائم شده و او را چون والدين كفايت كند پس چون كسى مال او را بخورد مثل اينست كه او را كشته باشد و او را فقير و پريشان گردانيده باشد با اينكه حقتعالى خورندهء مال يتيم را تخويف نموده و عقوبت از براى او قرار داده در قول خود * ( وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا الله ) * و بايد بترسند كسانى كه اگر بگذارند از پس مرگ خود فرزندان ضعيف و عاجز و بترسيد بر ايشان از بينوائى و ضايع شدن يعنى ورثه بايد كه با ضعفاى اقارب و يتيمان و مسكينان كه در مجالس قسمت تركه حاضر آمده‌اند شفقت نمايند و تفكر نمايند كه اگر